تبليغاتX
صبح بیدار / صبحانه ای پس از یک شب بیداری
آدم اینجا تنهاست .. و در این تنهایی .. "سایه‌ی نارونی" .. تا ابدیت جاریست

تا قله ات
هنوز
قله هایی باقی مانده اند

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم مهر 1388ساعت 22:12  توسط شبگرد  | 

نی
از نای نوای خود
دلربایی صدای تو را تقلید می کند

+ نوشته شده در  جمعه ششم شهریور 1388ساعت 9:58  توسط شبگرد  | 

مبتلایم به تب و تاب تو
پس دوری ات
نسخهء درمانم نیست

+ نوشته شده در  شنبه بیستم تیر 1388ساعت 20:29  توسط شبگرد  | 

یا تار ، یا پود نیستی
تو
تار و پودی..

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 0:16  توسط شبگرد  | 

دلم، خوابی آرام می خواهد. اما نه هرجا.
فقط و فقط، روی تخت اتاق تو،
درحالیكه صدای پینگ پنگ بازی كردنتان، شنیده می شود.

+ نوشته شده در  شنبه نهم آذر 1387ساعت 5:54  توسط شبگرد  | 

گاهی
فشرده می شوم در تنگی عرصه ها
بی آنکه بدانم
از بزرگی آنها بوده یا از کوچکی من

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم مهر 1387ساعت 11:46  توسط شبگرد  | 

یک قانون: عمیقی درد ، بر عمق شب ، می افزاید

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم مهر 1387ساعت 14:39  توسط شبگرد  | 

حتی ، خاکستر دلم  ، همسفر نسیمی خواهد شد ، که جانب تو وزان است

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت 1:38  توسط شبگرد  | 

نگاهت ، کلید گشایش است ، بر دلتنگی شبگرد

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 0:24  توسط شبگرد  | 

در رقص چشمانت ، اشک، منم

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 0:42  توسط شبگرد  | 

در توفان درونم ، سر پناه ، تویی

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 9:20  توسط شبگرد  | 

نقشه ام ، رسیدن به فانوسی است ، که در عمق نگاهت ، آویزان کرده ای

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 7:57  توسط شبگرد  | 

قصه های دریایی ، از میان قطره اشکهای شور ، خواندنی ترند

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 1:10  توسط شبگرد  | 

عشق تو ، از برای تک درخت دلم ، بهار است

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 23:9  توسط شبگرد  | 

مستی ام از تو را ، هزاران چله نشینی نیز ، نپراند

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 22:33  توسط شبگرد  | 

سیاهی شب پنهانم می کرد ، تا قبل از آنکه ، آتش نگاهت ، سرخم کند

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 0:50  توسط شبگرد  | 

چه نغمه ای بخوانم که از میان نمی دانم ها با برندگی بگذرد و گوش جانت را به نرمی نوازش دهد؟

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386ساعت 23:45  توسط شبگرد  | 

دلم ، دزد نگاه توست ، و تو ، دزد دل من

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 9:56  توسط شبگرد  | 

انبوه حرفها ، راه گلو را بسته است و بیچاره بغض ، که فشرده تر می شود

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 12:35  توسط شبگرد  | 

نخواه که از راه تو دل بکنم ، که اگر گوش دهم ، بیراهه نصیبم می شود

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 8:59  توسط شبگرد  |